ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

128

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

درويشى است . مقصود از فقر در اين جا نيازمندى به فضيلتها و استعداد ياد شده مىباشد و در اين هنگام راست بودن اين قضيّه آشكار مىشود زيرا سختترين درجات كاهش عقل ، نداشتن استعداد ياد شده است كه لازمه اش خالى بودن انسان از فضايل و كمالات نفسانى است . و گاهى فقر در اين جا بر معناى ظاهرى كه همان نيازمندى به مال يا نداشتن مال است حمل مىشود . جز اين كه آن معنى بر سختترين درجات كاهش عقل قابل حمل نمىباشد چون نيازمندى ، خود كاهش عقل نيست بلكه براى روشن شدن اين قضيّه نياز به تقدير گرفتن چيز ديگرى دارد تا فرض قضيه چنين شود : سختترين درجات كاهش عقل از فقر لازم مىآيد . جز اين كه چون حمل ملزوم مستلزم حمل لازم است امام ( ع ) براى رعايت اختصار به حمل ملزوم بسنده كرده است . امّا علَّت اين حكم اين است كه خردمندان متفقّند كه مال پاك براى صاحبش مىباشد و سبب فزونى عقل است و براى به دست آوردن صفات برتر نشاط انگيز مىباشد . و اين وقتى است كه مال را در مواردى كه سزاوار است به كار گيرد به همان دليل است كه حكيمان گفته‌اند : مال و ثروت نيرو و انديشه را زياد مىكند و مثلهايى براى آن زده‌اند مانند مثال مشهورى كه در باب سوّم كليله و دمنه بر زبان موشى جارى شده است . موشى كه مىپنداشتند در خانه زاهدى است . و هر گاه چنان باشد بايد بدانى نيازمندى به مال كه درويشى نام دارد وقتى در جايى محقّق شد مستلزم آن است كه آن محلّ از آن كمالات نفسانى تهى باشد با آنچه از فقر ، از آن نظر كه فقر است لازم مىآيد . و شرح آن چنين است : نفس نمىتواند در برابر خواسته ها مقاومت كند و در برابر لذّتهاى زشت فرمانبردار انجام اعمال پست چون بخل ورزى و بدنامى و منفعل و مغلوب شدن نفس در آنچه هوا از آن مىطلبد . كه اين امور موجب مىشود در محلّ تهمت قرار گيرد و در كارى كه شايسته نيست وارد شود كه تمامى اينها كاستى و پستى خرد مىباشد . در اين هنگام معناى سخن امام ( ع ) بر اين فرض روشن مىشود جز اين كه در اين توجيه مختصر ، بى تامّلى وجود دارد ، با اين حال گوينده اى را مىرسد كه بگويد محقّقا كه درويشى به معناى ياد شده اگر چه سبب كاهش عقل مىشود جز اين كه نقصانى شديد نيست . و ممكن است گفته شود . كه در اينجا شديد بودن نسبى است يعنى آن درجه اى از كاستى كه درويشى سبب آن مىشود شديدتر است